شمس سراج عفيف
354
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
يقين ميان دو بلا درآيد - يكي علت بيماري - دوم كثرت فقر و اضطراري آثار اين دو زخم بر دل مريض بيچاره همواره تاري « 2 » - لا جرم مريض مسكين در ايام مرض كه فلوسي وجه معاش و پشيزي براي انتعاش بدست او نمانده از غايت بىقوتي و ضعف جبلتي جانب كوي نااميدي رانده - و آيت نامرادي خوانده - موكلات قضاي زمانه براي قوت عيالخانه بر سبيل عادت زمانه زمان زمان زبان ملامت كشاده مريض بيچاره از آثار بيچارگيء بسيار دل بر مردن نهاده - از غايت اضطراب و ديده در انسكاب مريض در قلب درياي علت افتاده - آثار ارادت رباني و اسرار حكمت حضرت سبحاني اكثر ابواب بلاي پرعنا بر چشمهاي ظاهري و باطني مريض كشاده - مريض مسكين با دل غمگين ميان بلاهاي گوناگون و علتهاي روزافزون كه در صحت در تكاپو بود در ايام مرض از تك فرومانده در دل گذرانيده - كه ازين جلبت « 3 » اليم و هلاكت عظيم جان درونم كى برود كارم مگر يكسو شود - المقصود چون بار اين دو اندوه مانند كوه باشكوه يكى علت زحمت دوم كثرت اضطرار قوت صحت بر تن بيمار بناچار زور آورده حضرت سرور عالميان و شفيع مجرمان براي معالجت بيماران و تداويء مريضان فرموده « 4 » - كما قال النبي صلى الله عليه و آله و سلم العلم علمان علم الابدان و علم الاديان صدق يا رسول الله صلى الله و سلم * * بيت *
--> ( 2 ن ) كاري * ( 3 ن ) رحلت در ديگر هلهء * ( 4 ن ) تاكيد بر تاكيد فرموده قال النبي صلي الله عليه و سلم *